بلاتکلیفی ادامه دارد

به گزارش وبلاگ قالبفا، پرونده بازگشایی مدارس در کشورمان بی شباهت به جگر زلیخا نیست؛ ریش ریش، مستاصل و حیران. از دور که ماجرای این بازگشایی و فراز و فرودهایش رصد گردد و نگاهی تحلیلگر نیز آن را موشکافی کند، ویروسی را خواهد دید که وسط این پرونده، عربده جو ایستاده و انگار که در مرکز دایره ای باشد، شعاع های این دایره را که به سیستم بهداشت و درمان، وزارت آموزش و پرورش، خانواده ها و معلمان وصل می گردد به بازی گرفته است.

بلاتکلیفی ادامه دارد

کرونا سال جاری اجازه نداد سال تحصیلی، سال تحصیلی به معنی همیشگی اش باشد. همه تقصیرها هم حتما باید گردن کرونا باشد ولی به غیر از کرونا ضدونقیض هایی که گفته می گردد، تصمیماتی که مُهر تایید می خورد اما زود مثل دانه برف آب می گردد و صف بندی هایی که نرم و زیرپوستی درباره هر تصمیمی شکل می گیرد نیز بی تقصیر نیستند.

اگر مصوبه هفته قبل ستاد ملی مقابله با کرونا قرار بود اجرا گردد از فردا (اول بهمن) دانش آموزان کلاس های اول و دوم ابتدایی در مناطق زرد و آبی، همه دانش آموزان مدارسی که کمتر از 50دانش آموز دارند و هنرستانی های مناطق زرد و آبی که دروس عملی و کارگاهی شان لطمه های سختی خورده باید اول صبح در مدرسه حاضر می شدند.

دستورالعمل های بهداشتی این بازگشایی هم نوشته شده بود که ناگهان یک تصمیم زیر همه چیز زد، آن هم تصمیم ستاد ملی مقابله با کرونا که در واقع تصمیمی علیه تصمیم خودش بود؛ در واقع خودش گفت و خودش هم نقض کرد.

چرایش را نه گفته اند و نه می گردد قاطعانه درباره اش قضاوت کرد بلکه فقط می توان حدس زد در ستادملی لااقل میان وزارتخانه های بهداشت و آموزش وپرورش درباره بازگشایی مدارس اتفاق نظر وجود ندارد.

شواهد این تضاد فکری هم مهیاست، این که از یک سو معاون ابتدایی وزیر آموزش وپرورش می گوید شرایط سنی کلاس اولی ها و دومی ها به گونه ای است که حتی پیشرفته ترین فناوری ها هم نمی تواند جایگزین آموزش حضوری گردد ولی فرمانده ستاد ملی مقابله با کرونا در تهران همان زمان از پرهیز از شتابزدگی در بازگشایی مدارس حرف می زند و دست آخر علیرضا رئیسی، سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا از کلمه به هیچ وجه استفاده می نماید و آب پاکی را روی دست همه می ریزد و می گوید مدارس حتی برای پایه های اول و دوم ابتدایی به هیچ وجه نباید به صورت اجباری برپا گردد.

معنی اجباری نبودن را هم که همه خوب می دانیم چون مترادف است با نیامدن بچه ها به مدرسه، همان گونه که شهریور سال جاری استقبال از مدرسه و شروع سال تحصیلی سرد بود.

اما مشهودترین بُرش از تضاد فکری و عملی این دو وزارتخانه دیروز در گفت و گوی مدیرکل دفتر آموزش متوسطه نظری آموزش و پرورش با تسنیم رو شد؛ جایی که عباس سلطانیان از شرایط بازگشایی دبیرستان ها گفت.

او انگار که سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا آب پاکی را روی دست همه نریخته، شرح داد که جمعیت دانش آموزی در 2841 دبیرستان کشور کمتر از 50 نفر است که اگر در شرایط آبی باشند، می توانند از ابتدای بهمن برابر بخشنامه ابلاغی، کلاس های حضوری را دایر نمایند.

این جملات شاید خواسته خیلی ها در مناطق آبی باشد ولی علنا در تضاد با تصمیم ستاد ملی و نوعی دو دستگی در تصمیمات است.

اما چرا تصمیمات درحوزه بازگشایی مدارس مثل ابر بهارند و زود حالی به حالی می شوند؟ مگر در ستاد ملی همه حرف ها زده نمی گردد و عصاره آن به شکل مصوبه درنمی آید؟ آیا ستاد به این نکته توجه می نماید که نتیجه تصمیماتی که می گیرد و جوانمرگ می شوند فقط ایجاد سردرگمی و بلاتکلیفی است؟

بازگشایی بیماری زا البته ستادملی مقابله با کرونا که رهبری اش با وزارت بهداشت است، طبیعی است اگر بازگشایی مدارس را نخواهد. به احتمال زیاد از دید مسؤولان بهداشتی، زیر سقف مدارس ما، آموزش و سلامت با وجود کرونا نمی توانند یک جا جمع شوند و در نتیجه سلامت قربانی آموزش می گردد، موضوعی که آموزش و پرورشی ها قبولش ندارند و چون از زاویه دیگر نگاهش می نمایند، می گویند آموزش و سلامت هیچ کدام نباید قربانی آن دیگری گردد بلکه هر دو باید همپای هم پیش بروند.

محمدمحسن بیگی، مدیرکل دفتر سلامت و تندرستی وزارت آموزش و پرورش نیز حرفش دقیقا همین است و به ما گفت که خانواده ها به جای نگرانی از بیماری باید به ارتقای سلامت بچه ها یاری نمایند و نکات بهداشتی را به آنها آموزش دهند تا آموزش وسلامت دوشادوش هم پیش بروند.

اما این جملات حالا حکم آب ریخته ای را دارد که نمی توان جمعش کرد و سر و سامانی به آن داد چون ستاد ملی مقابله با کرونا به هر دلیل تشخیص داده که باید مصوبه اش را تغییر دهد و حضور اجباری را به حضور اختیاری تبدیل کند. در این فضا اما عده ای فرصت را مناسب دیده تا از حقایقی بگویند که پیش از این کسی نه در آموزش و پرورش و نه در وزارت بهداشت تاییدش نمی کرد، موضوعی که به بیمارشدن دانش آموزان در چند مدرسه مربوط بود و در ماه های شهریور و مهر دل افکارعمومی لک می زد که تایید گردد.

محمد طالب پور، رئیس بیمارستان سینا که یک سال است با کرونا مواجهه رخ به رخ دارد از گوشه ای از حقایق پرده برداشته و دیروز به ایلنا گفته است که بازگشایی های مدارس در اوایل سال تحصیلی بر افزایش ابتلای کرونا میان دانش آموزان، معلمان و افراد نزدیک به آنها تاثیر داشته اما شدت ابتلا در بچه ها کمتر است و اغلب شان بی علامت بوده اند ولی از همدیگر کرونا گرفته اند و بیماری را به خانواده ها و عظیم ترها منتقل نموده اند.

این انتقال، نگرانی کادر آموزشی مدارس نیز هست که خیلی هایشان در آشکار و نهان غرولند می نمایند و از این که ممکن است جان شان به خطر بیفتد، گله دارند؛ مخصوصا این که رئیس بیمارستان سینا گفته است رصدها نشان می دهد که تا به حال بین هر پیک کرونایی سه فاصله با طول چهار تا شش هفته داشته ایم که اگر بخواهیم واقع گرا باشیم، باید اواخر بهمن ماه منتظر پیک چهارم باشیم.

حمید عمادی، عضو کمتیه علمی ستاد ملی مقابله با کرونا نیز با همین ریتم اظهارنظر نموده و دیروز در گفت و گو با ایسنا نسبت به برخی بازگشایی های عجولانه از جمله شروع به کار مدارس هشدار داده که در غائله بازگشایی مدارس فقط سنبه وزارت بهداشت را پر زورتر می نماید.

اما اینها همه درست، خطر جدی است و می دانیم که سونامی کرونا در کمین نشسته، ولی سوال ما این است که چرا درباره بازگشایی مدارس ناگهانی تصمیم گیری می گردد و تصمیمات تا 180 درجه با هم مغایر می شوند، آن هم ظرف چند روز و این چنین گیج نماینده.

ما می خواهیم مدرسه دایر باشد

خبر بازگشایی مدارس و حضور جمعی از دانش آموزان در مدرسه برای خیلی ها خرسند نماینده بود و برای خیلی ها اسباب ناراحتی. در گروه دوم می دانیم که بسیاری از خانواده های هراسان از کرونا و برخی معلمان و مدیران می گنجند که به دورکاری و آموزش مجازی عادت نموده اند و خواستار تغییر شرایط نیستند.

یکی از معلمان در حاشیه تهران حتی به ما می گوید مدیر دبستانشان از بخشنامه بازگشایی مدرسه ناراحت شده بود و وقتی بخشنامه تغییر کرد و اجبار، اختیار شد، او به مراد دلش رسید.

یکی از اولیای دانش آموزی هنرستانی در تهران نیز به ما می گوید با این که حضور هنرستانی ها برای دروس عملی و کارگاهی در مدرسه اختیاری است ولی مدیر مدرسه از این اختیاری بودن هم استقبال نمی نماید و با یادآوری نکاتی مثل این که هوا سرد است و باید پنجره ها را باز کنیم و بچه ها سرما می خورند، کوشیده تا رای خانواده ها را بزند.

یک دانش آموز دختر هنرستانی که رشته کامپیوتر می خواند نیز به ما گفت که چون معلم هایشان در فضای مجازی خوب درس نمی دهند و هیچ فیلم آموزشی از خودشان بارگذاری نمی نمایند، او مایل است به مدرسه برود ولی هنرستان شان در لفافه روی خوش به این قضیه نشان نداده است.

اما درهمین ایران خودمان که در نقاط مرفه و برخوردار، یک عده به حق نگران سلامتی مردم اند و بازگشایی مدارس را خطرناک می دانند، هستند کسانی که معتقدند خطر دقیقا از درهای بسته مدارس شروع می گردد. اینها معلمان مناطق محروم کشورند که درد محرومیت از ابزارهای هوشمند آموزشی را به درد بسته بودن مدارس گره می زنند و از بی سوادی بچه ها می نالند.

یکی از این معلم ها که دلش را به بازگشایی مدارس خوش نموده بود و برای جبران عقب ماندگی های درسی بچه ها برنامه داشت به ما می گوید تصمیم جدید آب سردی بود که روی او ریخته شد. با این حال او می خواهد یک تنه به نفع آموزش دانش آموزانش در بیابان های سیستان مدرسه اش را دایر کند و با رعایت همه موازین بهداشتی، بچه ها را گروه گروه به مدرسه بیاورد چون می گوید دانش آموزان ابتدایی اش هیچ کدام چیزی یاد نگرفته اند.

این معلم البته تهدید هم شده است و خانواده ها به وی اخطار داده اند که اگر بچه ای در مدرسه بیمار گردد همه از چشم او خواهند دید ولی با این حال این معلم که بی سوادی دانش آموزان رنجش می دهد تهدیدها و اخطارها را به جان خریده است.

در یکی از روستاهای اطراف تهران که شرایط کرونایی اش زرد است نیز یک مدرسه تصمیم گرفته دانش آموزان پایه ششم را شیفت بندی نموده و به نوبت به مدرسه بیاورد مخصوصا آنهایی که یا گوشی هوشمند نداشتند و یا سر به هوا بوده اند و به ندرت آنلاین می شدند.

معلم این مدرسه به ما می گوید برخی از بچه های کلاس ششم فوق العاده بی سوادند و حتی در خواندن و نوشتن و چهارعمل اصلی ریاضی مشکل دارند، بچه هایی که باید آموزش حضوری ببینند، آن هم نه هفته ای یکی دو جلسه که مدیر معین نموده بلکه مثل قبل و با آموزشی مداوم.

اگر می گوییم پرونده بازگشایی مدارس در کشورمان مثل جگر زلیخا ریش ریش و مستاصل و حیران است علتش حرف هایی است که زده شد و تناقض گویی هایی است که شنیده شد.

نمی دانیم امروز چه تصمیمی گرفته می گردد ولی می دانیم هر مصوبه ای هم که از ستاد ملی درباره مدارس بیرون بیاید یک عده از معلمان و مدیران در مصاف سلامت و آموزش، جانب آموزش را می گیرند، مثل 1292 دبیرستان شهری و 1549 دبیرستان روستایی که اجازه دارند به خاطر کم جمعیت بودن از فردا دایر باشند و نیز مدارسی که در این دایره نمی گنجند ولی صلاح می دانند آموزش ها را حضوری دنبال نمایند.

مریم خباز - جامعه / روزنامه خبرنگاران

منبع: جام جم آنلاین
انتشار: 3 اسفند 1399 بروزرسانی: 3 اسفند 1399 گردآورنده: ghalebfa.dostblog.ir شناسه مطلب: 8695

به "بلاتکلیفی ادامه دارد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "بلاتکلیفی ادامه دارد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید